درسی که باید از زندگی مریم میرزاخانی بیاموزیم

دنیای سبز تر - 25 تــیر 1396   18:03
درسی که باید از زندگی مریم میرزاخانی بیاموزیم
 
مریم میرزاخانی چهره جهانی و دانشمند برجسته ریاضی جهان با رفتنش نباید تنها اندوهی به جان میلیون‌ها هموطن بنشاید که چند روز بعد با حادثه‌ای دیگر فراموش شود.


بیایید با تامل روی چند نکته از راه و رسم آموزش او، سبک زندگی خود و رویکردمان به کودکان را بازبینی کنیم.
 
*من در محیطی بودم که زنان تشویق می‌شدند مستقل باشند و علایق خود را دنبال کنند. به یاد می‌آورم که در تلویزیون برنامه‌هایی درباره زنان شاخص و قدرتمند مانند «ماری کوری» و «هلن کلر» را تماشا می‌کردم. من همیشه افرادی که نسبت به کارشان شوروشوق داشتند را تحسین می‌کردم و تحت‌تاثیر کتاب‌هایی مانند «شور زندگی» بودم که درباره زندگی «ونسان ونگوگ» نوشته‌شده بود. با این‌ وجود در دوران کودکی، رویای من این بود که نویسنده شوم و خواندن داستان، محبوب‌ترین تفریح و سرگرمی من بود..
 
*از یک‌نظر کار ریاضیات شبیه به نوشتن یک رمان است. جایی که مساله شما، همانند شخصیت یک کاراکتر داستان، توسعه پیدا می‌کند؛ اما باید خیلی مواظب باشید که هرچه که می‌گویید، دقیق باشد. درنهایت، همه بخش‌ها باید مانند چرخ‌دنده‌های یک ساعت، در کنار هم قرار گیرند و سر جای خود باشند.
 
*اینکه رفیقی داشته باشی که با تو هم‌علاقه باشد و کمک‌ات کند تا پرانگیزه بمانی، فوق‌العاده ارزشمند است. 
 
*پرارزشترین بخش [مطالعه] لحظه‌ای است که می‌گویی"آها!". ذوق کشف و لذت فهمیدن چیزی جدید. احساس ایستادن بالای یک بلندی و رسیدن به دیدی شفاف و واضح.."
 
 
...و سرانجام از زبان مدیر مدرسه ای که مریم آنجا درس خوانده بود بشنوید که به دنبال یاد کردن از او چه می گوید:
 
"شاید زمان آن رسیده که ما در مدارسمان به‌جای انبانی از دانش، فرصت‌هایی فراهم کنیم که دانش‌آموزانمان بتوانند خودشان را کشف کنند و با خلاقیت، دانش موجود را به‌کارگیرند. به‌کارگیری دانش بدون خلاقیت هرگز انسان را به ورای آن دانش هدایت نخواهد کرد."
 
کمی فکر کنیم. آیا ثبت نام در کلاس‌های متعدد و هزینه‌های گزاف در مدرسه‌های غیرانتفاعی (!) و چشم و هم‌چشمی‌ها، به تقویت خلاقیت و شکوفایی کودکان و نوجوانان ما انجامیده یا به سرکوب استعدادهایشان.
 

02